روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

40

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

ساخت . بعد سرزمين گيلان و دربند را با ارمنستان صغير و ارزنجان و ارزروم و آونيك به تصرف در آورد . آنگاه « ماردين » را با كشور گرجستان كه با ارمنستان سابق الذكر هم مرز است ضميمهء قلمرو خويش ساخت . از آن پس تيمور در جنگى بر فرمانرواى هند صغير غلبه كرد و قسمت اعظم سرزمين او را از دستش بيرون آورد . ضمنا در شام شهر دمشق را غارت و حلب را تصرف كرد و سرانجام سراسر بين النهرين و بغداد را نيز گرفت . بار ديگر بسيارى كشورها و سرزمين‌ها را به زير سم ستوران خويش در نورديد و بباد غارت گرفت و فتوحات بسيارى كرد تا اينكه بجنگ سلطان بايزيد ترك ملقب به « ايلدرم » ( صاعقه ) كه يكى از بزرگترين و نيرومندترين پادشاهان جهان بود ، لشكركشى كرد . در قلمرو سلطان ترك در جوار دژ خاصى كه نزديك شهر آنقره است با او مواجه شد . در آن جنگ تيمور فاتح شد و سلطان ترك و يكى از پسرانش اسير او گشتند . تصادفا در ضمن آن جنگ دو سفيرى كه از طرف دون هانرى كه با تأييدات خداوند پادشاه كاستيل و ليون است - و خدا او را حفظ كناد - به خدمت تيمور رسيدند . نام دو سفير مزبور يكى « پايو دسوتومايور » « 1 » و ديگرى « هرنان سانچزد پالازوئلوس » « 2 » بود . اين دو سفير بتوسط هانرى سوم مأمور شده بودند تا دربارهء نيروى تيمور لنگ و سلطان بايزيد ترك تحقيق كنند و راجع بتعداد و پيروان هر يك از آنان كه بر ضد ديگرى بجنگ برخاسته‌اند و اينكه كداميك از طرفين بيشتر امكان غلبه دارد ، گزارش دهند . پس از جنگ آنقره تيمور اجازهء حضور به آن دو سفير يعنى « پايو » و « هرنان سانچز » داد و چون پادشاه كاستيل مورد احترام او بود ، با آنان محترمانه رفتار كرد و با شكوه بسيار ايشان را جزء ملازمان خويش قرار داد . سپس چون از آنان شرح قدر و منزلت و قدرت پادشاه كاستيل را شنيد و به نفوذ و عظمت او در ميان شاهان مسيحى پى برد ، به آنان هداياى بسيار داد كه

--> ( 1 ) - Payo de Sotomayor ( 2 ) - Hernan Sanchez de Palazuclos